تاريخ توجه به آموزش و پرورش کودک
کودکي، اولين و مهمترين دوره زندگي آدمي است. در اين دوره کودک براي نخستين بار با طبيعت رابطه برقرار مي کند. روابط اجتماعي خود را بنا مي نهد و به مفهومي از خود دست مي يابد و از آنها که اين دوره ساختار شخصيتي و رفتاري انسان بنيان گذاشته مي شود ، دوران کودکي را دوران سرنوشت ساز دانسته اند(مفيدي، 1372،ص3).
تاريخ آموزش و پرورش در دوران اوليه کودکي در حقيقت تاريخ تغييرات اجتماعي است. بدين معني که به طور همزمان و در نتيجه پديد آمدن شرايط سياسي و اقتصادي در زندگي بشر، شرايط کودکي و طرز تلقي نسبت به کودک نيز تحت تأثير قرار گرفته است. رهبران آموزشي در تاريخ آموزش و پرورش همواره از کودک دفاع نموده اند. آنها با پشتيباني از کودک و فراهم آوردن شرايط مراقبت بهتر براي او، به کشف و شناسايي بسياري از مسائل در خصوص فکر و ذهن کودک نايل آمده است.
آموزش و پرورش پيش از دبستان
مفهوم آموزش و پرورش پيش دبستاني معمولاً به تجارب کودکان در مهد کودکها، کودکستان ها و دوره هاي آمادگي اشاره مي کند. نوشته هاي اخير درباره ي رشد کودک و آموزش اوليه نمايانگر اين واقعيت است که هنوز تعريف درستي از آموزش سالهاي اوليه به عمل نيامده است. روان شناسان کودک معمولاً بين دوره اوليه کودکي و دوره هاي بعدي زندگي کودک تمايزاتي قائل گرديده اند. بعضي از آنها دوران اوليه کودکي را بر حسب سن زماني تعريف کرده اند مثلاً از يک سالگي تا شش سالگي و يا از دو سالگي تا پنج سالگي. بعضي ديگر، اين دوران را بر حسب شاخصهاي رسش و پختگي مشخص نموده اند و مثلاً گفته اند ، شروع آن زماني است که کودک در راه رفتن استقلال پيدا مي کند و از آن جا که راه رفتن افقهاي تازه اي را به روي کودک مي گشايد.
به عنوان مثال: مراکز مراقبت[1]، کودکستان و دوره آمادگي[2]، . در کشور ما، آموزش کودکان در اين دوره سني که تحت پوشش سازمان بهزيستي کشور و آموزش و پرورش مي باشد به صورت زير تعريف گرديده است:« مهد هاي کودک به مراکزي اطلاق مي شود که براي نگهداري ، مراقبت و آموزش و پرورش قبل از دبستان کودکان سالم از 3 ماهگش تا پايان 5 سالگي در 3 بخش شير خورگي (3 ماهه تا 18 ماهگي) نوپا(5/1 تا 5/3 سالگي) و نوباوه(3 سال تا پايان 5 سالگي) تشکيل و اداره مي شود»(سازمان بهزستي کشور، دفتر آموزش و پژوهش ،1368؛ به نقل از مفيدي،1372).
کودکان پنج سال تمام در اين تعريف تحت پوشش آموزش و پرورش قرار مي گيرند و در دوره آمادگي به مدت يک سال آموزش مي بينند. امروزه، با توجه به مفهوم تعليم و تربيت ز گهواره تا گور، بحث آموزش در دوران اوليه کودکي گسترش کمي و کيفي يافته است و آموزش و پرورش پيش از دبستان، عبارت است از آموزشي که از زمان تولد آغاز و تا شروع اولين سالهاي دبستان بعني در پايان شش سالگي ادامه مي يابد . در چنين سالهايي کودکان مراحل مهم و حساس زندگي خود را از جهات شخصيتي ، اجتماعي و آموزشي پشت سر مي گذارند.
اهدافدورهپيشازدبستان اين گونه اهداف نمي توانند از اهداف کلي آموزش براي کودکان در مراحل بعدي تحصيلي جدا گردند.« اهدافي که بر مهد کودکها و کودکستانها مترتب است درست همان اهدافي است که در همه ي دوره هاي تحصيلي آموزشگاهي وجود دارد. تفاوتهاي موجود در مراحل ابتدايي تر اغلب از تفاوتهاي تدريجي و رشد افراد تحت آموزش ناشي مي شود و به تفاوتهاي فلسفي يا تفاوت هاي تدريجي و رشد افراد تحت آموزش ناشي مي شود و به تفاوتهاي فلسفي يا تفاوت اهداف ارتباطي ندارد. در حال حاضر بايد شکل و محتواي مدارس دوران اوليه کودکي بسته به اين امر باشد که ما چه تعريفي از اهداف مدارس ارائه مي دهيم و چه تصوري از تحصيل دانش در ذهنمان داريم»(اسپادک،2366،صفحه ي 51).
دانش در خصوص حيطه ي نيازهاي مختلف يک انسان ، محيط هاي آموزشي را به آوردن نيازهاي کودکان در ابعاد گوناگون ملزم ساخته است. امروزه رشد همه جانبه کودکان و برآوردن نيازهاي اجتماعي، جسماني، اخلاقي و عاطفي و هوشي آنان مد نظر بسياري از دست اندر کاران تعليم و تربيت کودکان در اين سطح و تعقيب آن در مراحل آموزشي بالاتر مي باشد. البته لازم به ذکر است که نوع برنامه ها تعيين کننده اهداف مشخص تري مي باشند اما به هر جهت بسياري از اهداف و آرمانهاي تدارک ديده شده به وسيله دست اندر کاران آموزشي در مهد کودک ها و کودکستانها به عنوان مراکز آموزشي پيش از دبستان مشابه يکديگرند.
در اين سطح اهداف بسياري از برنامه هاي آموزشي و هدايت کودکان ايجاد محيطي سالم و مناسب است که بتواند برآورنده ي انتظارات جامعه و نياز هاي رشدي همه جانبه کودکان باشد. از آن جمله صغري سره، در کتاب روش فعال در کودکستان ،(1350، ص10) هدف از تأسيس کودکستان را ايجاد محيطي سالم و مناسب براي موراد زير مي داند:
1) پرورش عادات مفيد در کودک به منظور تأمين و تندرستي و ايجاد مهارت هايي که براي تطبيق شخص با محيط لازم است.
2) پرورش رفتار پسنديده ي اجتماعي و تشويق کودکان به شرکت در گروه ها و دسته که موجب آگاهي آنها به حقوق و امتيازات ديگران مي شود.
3) پرورش عواطف کودک.
4) کمک به بروز و پرورش استعداد هاي فطري کودکان.
5) ايجاد حس اعتماد به نفس و امنيت خاطر در کودکان.
6) متوجه ساختن کودک به دنيايي که او را فرا گرفته است.
7) تشويق حس استقلال طلبي و خلاقيت کودک.
8) پرورش حس استقلال طلبي و خلاقيت کودک.
9) پرورش حس زيبايي شناسي در کودک.
تاريخچه توجه به آموزش و پرورش پيش دبستاني
از نيمه قرن هفدهم با انتشار کتاب اميل ، فيلسوف فرانسوي روسو[3] و اويل قرن هجدهم که با پيشرفت دانش روان شناسي عمراه بود، شاهد تغييرات عمده اي در نظام آموزش و پرورش کشور ها هستيم. کودک و عالم کودکي، استعداد ها ، رغبت ها و نياز هاي او که قرن ها پس از افلاطون و فلاسفه ي ديگر مورد بي اعتنايي بود، رو به اهميت و اعتبار گذاشت(تقي پور ظهير،1381).
روسو، توجه و کوشش مربي را از مواد درسي، موضوعات و مطالب آموختني به کودک به عنوان موجودي که در درجه اول بايد از اين دانشها بهرهمند مي شود، جلب کرد. به همين جهت مي توان او را عامل تحولي در آموزش و پرورش يعني«کودک مواردي مودم محوري» دانست. به عقيده او به کودک نه مانند يک انسان کامل و بزرگسال بلکه صرفاً بايد به عنوان يک کودک نگريست.(براون و ادوارد،1972،ص 41؛به نقل از مفيدي،1372،ص77).
او معتقد است که در هر سن از کودک اعمال و حرکاتي سر مي زند که براي آن سن عادي و طبيعي است و آموزش و پرورش بايد همان حرکات را دنبال کند و از آن استفاده کند. او مي گويد: «براي طرح هر مسأله و براي يادگيري هر مطلب ساعت و زمان مناسبي وجود دارد، سن معيني براي تحصيل علوم ، سن خاصي براي در آداب و رسوم اجتماعي ، موقع خاصي براي داستانها و قصه ها در زمان معيني براي رسيدن به مفهوم خداوند و درک خالق وجود دارد».
البته زمان خاصي براي فراگيري قائل است. در عين حال معتقد است که مقدمات فراگيري را بايد قبل از آن آماده کرد . مثلاً قبل از يادگيري تاريخ بايد او را با مردم، معاشرت با مردم و شناخت آنها آشنا کرد(شاتو،1355،ص198 و 204).
نقش مربي از ديدگاه روسو، نقش راهنما و هدايت کننده است. به طوري که در اميل ، مربي در درجه اول دوست و رفيق بازي هاي اميل و در جواني محرم اسرار، در مسافرت همراه و د رانتخاب حرفه نقش آماده کننده و هدايت کننده است نه تعليم دهنده و تحميل کننده(مفيدي،1372،ص85).
در سال 1800 ، پستالوژي دريافت که بچه ها از طريق بازي مي توانند ياد بگيرند. نظريه او در مورد آموزش پيش دبستاني يکي از فرا گيري هاي دلپذير، آسان و با اهميت و آموزشهاي فيزيکي براي بچه ها.
پستالوژي متوجه شد که ارزش درس دادن در فضاهاي طبيعي با اشياء اصلي جذاب تر است(وان مارنهلتر[4]،1887). هدف پستالوژي آموزش و تربيت همه کودکان و برقراري تعادل بين دستان و سرشان بود(اسميت[5]،1997) .
يکي از مشهورترين دانشجويان پستالوژي ، فريدريچ فروبل که ديدگاهي شبيه به ديدگاه پستالوژي داشت که اين تفکرات را در سطح بالاتر و جدي تر دنبال کرد. آثار و عقايد پستالوژي[6]نقطه ي آغازي در آموزش و پرورش پيش دبستاني محسوب مي شوند. پستالوژي ، در حقيقت آغاز گر نهضت کودکستان بود. او افکار منظم و مشخصي درباره آموزش و پرورش کودکان خردسال پديد آورد و آن چنان تأثيري بر سرنوشت تربيتي کودکان باقي گذاشت که مربيان بزرگي چون فروبل[7]دنباله رو عقايد او شدند(براون وادواردز،1972،ص46).
به نظر او ، تنها راه نجات و رستگاري از بلاياي اجتماعي را بايد در تعليم و تربيت جستجو کرد (طوسي ،1354،ص182). به پستالوژي در آموزش کودکان به نقش خانواده ، به ويژه ما در اهميت فراوان مي داد و عقيده داشت همان گونه که مادر به کودک خود اولين غذاي مادي را مي دهد، همين طور خدا به او قدرت داد، که اولين تغذيه روحي را بر عهده بگيرد. وي کي گويد«من فکر مي کنم براي کودک بسيار زيان بار است که در سنين طفوليت از خانواده جدا گشته و با روش مصنوعي مدارس آموزش داده شود»(براون و ادواردز،1972،ص88).
او مي گويد:«مشاهده، به شناخت و آگاهي بيشتر منجر مي شود«همين امر سبب مهارت هاي کلاسي، قدرت بود. پستالوژي معتقد بود که براي يادگيري و آموزش کودکان بايد از وسايل ملموس و اشيا محيط پيرامون استفاده نمود. زير آموزش بايد با واقعيت زندگي تطبيق نمايد(همان منبع).
فروبل پس از مشاهده مدرسه پستالوژي به مدت 2 سال به تدريس در آنجا مشغول شد و از پستالوژي به عنوان راهنماي بزرگ زندگي خويش ياد کرده است(طوسي،1354،ص194).
فروبل به اهداف و شخصيت پستالوژي احترام مي گذاشت ولي در عين حال وي را به خاطر عدم توانايي اش در تشريح عقايد آموزشي خود و آنچه در عمل داشت مورد انتقاد قرار مي داد، فروبل در اين مورد چنين بيان مي کند: « پستالوژي هرگز نمي توانست تشريح دقيقي از عقايد، نقشه ها،طرحها و مقاصد خود داشته باشد. او هميشه مي گفت ، برويد و خود مشاهده کنيد». از آن جايي که فروبل نمي توانست کار آموزشي پستالوژي را روشي ايده آل بداند، بر آن شد تا روشي قابل اعتماد تر و معتبر تر بيايد. نتيجه چنين کار تأسيس کودکستاني بود که آغاز واقعي آموزش و پرورش پيش دبستاني مدرن مي باشد (مفيدي،1372،ص98).
فروبل در سال 1837 کودکستاني بنا کرد که براي پيش دبستاني ها . نظريه فروبل در مورد آموزش پيش دبستاني مبنايي براي 4 ايده اصلي شد.
1. بيان حال آزاد
2. خلاقيت
3. مشارکت اجتماعي
4. بيان حرکتي(وان مارنهلتر،1887).
فروبل از جمله پرورشکاراني بود که به ضرورت و اهميت بازي در جريان کار و آموزش کودکان پي برده است و به عقيده ي وي بازي عاملي است که از طريق آن، کودک به توازن و تعادل و رشد يکپارچه و هماهنگ مي رسد.
کتاب آموزش انسان درباره بازي چنين مي گويد:« بازي، بالاترين مرحله رشد کودک . به عبارت بهتر بالاترين رشد انسان در اين دوره از زندگيش مي باشد، زيرا ، بازي انعکاسي از فعاليت هاي دروني و نمايشي از خودکاري يا خودفعالي فرد است. بازي نمونه اي از زندگي و طبيعت نهاني و دروني انسان در کل است».(براون و ادواردز،1972،ص67).
فروبل بازي را به منزله و دريچه اي براي همه چيزهاي خوب و نيکيها مي داند و معتقد است کودکي که با تمام وجود خود مستمر و با پشتکار و علاقه زياد تا سرحد خستگي فيزيکي به بازي و خود فعالي مي پردازد ، مطمئناً فردي مصمم و قادر به از خود گذشتگي و ايثار براي رسيدن به رفاه خود و ديگران بار مي آيد(ماير[8]،1350،ص373).
فروبل طرح آموزش [9]خود را بر اساس بازي بنيان نهاد. او هدايا[10](اشياء)را که کودک از طريق بازي با آنها قدم به قدم و به طور منظم به حس واقعي پي مي برد و مشغوليات[11] (پيشه ها) را به منظور آموزش دست ، چشم و فکر طرح ريزي و ابداع کرد(اسپادک،1366،ص40).
هدايا، در واقع يک سري ابزارهاي قابل دست کاري بودند که ضمن بازي با آنها ، در خصوص اشکال ، اعداد و اندازه گيريها تجربياتي به دست مي آورد. مشغوليات کودکستان فروبل به بازيهاي دستي ورودي ميزي شباهت بسياري دارد، وي آنها را براي آموزش چشم، دست، به کار انداختن ماهيچه هاي ظريف، فکر کردن و تجزيه و تحليل و بيان نو آورانه دريافت شد، از طريق هدايا طرح ريزي نمود.
بعد ها، پياژه در مرحله پيش عملياتي(2 تا 7 سالگي) يعني همان سنسن ورود به پيش دبستاني مطرح کرد که کودکان خردسال از طريق بازي کردن، طرحواره هاي بازنمايي ذهني را که به تازگي فرا گرفته اند تمرين و نيرومند مي کنند. پياژه معتقد بود که با افزايش سن کودک، بازي کردن از شرايط زندگي عملي مرتبط با آن جدا مي شود و بدون کمک مي تواند آنها را تجسم کند. همچنين با افزايش سن کودک و نزديک شدن به مرحله پيشض دبستاني و بازي کودک کمتر خود محور مي شود و هنگاممي که مي فهمند که عوامل بازي مي تواند مستقل از آنها باشد، در بازي کمتر خود محور مي شوند(مک کان،1993؛به نقل از لورابرک،2007،ص398).
بازي اجتماعي- نمايشي به کودک اين آگاهي را مي دهد که اينگونه بازي نوعي فعاليت بازنمايي ذهني است و معلمان کودکان پيش دبستاني که دقت بيشتري را صرف بازي اجتماعي – نمايشي مي کنند با کفايت تر مي دانند تحقيقات متعددي نشان داده که بازي دامنه وسيعي از توانايي هاي ذهني ، از جمله توجه، حافظه ، استدلال اجتماعي ، زبان و سواد آموزي، خلاقيت و درک ديدگاه طرف مقابل را تقويت مي کند(لورابرک[12]،2007).
مونته سوري[13] با تأثير از عقايد روسو در کار خويش و با ابداع وسايل آموزشي نفوذ فروبل را در کارهاي خود نشان داد و موفقيت وي در اين زمينه موجب گشت که او مدرسه اي بنا کند که در کشورهاي ديگر شعبه هايي داشته باشد. روش مونته سوري بر اساس نظرياتش درباره رشد کودک شکل گرفته است. او تصور مي کرد که کودکي مرحله اي بسيار حساس از زندگي انسان است در اين مرحله است که کودکان قادر به يادگيري مهارت ها و رفتار ها نسبت به مراحل ديگر زندگي هستند(ماکزيم،1980؛به نقل از مفيدي،1372،ص111).
او مي گويد :«اگر کودک در زماني که طبيعت براي او طرح ريزي کرده است ، از لذت بردن از اين تجربه ها منع شود، حساسيت خاصي که او را بدان سو مي کشد زايل مي شود و اثر نامطلوبي بر رشد او بر جاي مي گذارد»(مونته سوري،1948،ص98).
زماني که کودکان به حدود 5/2 سالگي برسند مي توانند وارد مدرسه مونته سوري شوند. در مدرسه مونتسوري ، هدف تعليم و تريت به اين صورت است که معلم سعي نکند کودک را هدايت کند به آو آموزش بدهد، براي او سرمشق تعيين کند و بر او اعمال قدرت کند، بلکه مي کوشد تا به کودک براي تسلط يابي مستقلانه فرصت دهد. اگر محيط مدرسه به مواد آموزشي صحيح مجهز باشد (يعني آنچه با نياز هاي دروني کودکان در دوره هاي حساس زندگي منطبق باشد) کودکان مشتاقانه باآنها کار خواهند کرد.
مونتسوري براي ايجاد محيط مناسب ، زماني طولاني را صرف مشاهده رفتار کودکان در کار با مواد آموزشي مختلف کرد و آن موادي که کودکان اظهار مي کردند که ارزش بيشتري دارند را نگه مي داشت. وقتي مواد آموزشي با نياز دروني شان منطبقبود، آنها با تمرکز، حواس بيشتري مشغول فعاليت شدند(مونتسوري، 1936ب،ص119).
مونتسوري دريافت که کودکان نمي توانند در يک زمان ، مهارتهاي زيادي را فرا بگيرند. بعضي از تکاليف براي آنها دشوار است چون آنها فاقد بعضي از مهارت هاي حرکتي لازم هستند. براي برخورد با چنين مسائلي ، آموزشي خاص را تدوين کرد(_مونتسوري،1948،ص93).
مونتسوري معتقد بود که اگر آموزش را در چهار سالگي آغاز کنيم ، کودکان خواندن و نوشتن را با شور و شوق فرا خواهند گرفت ، به اين دليل که آنها هنوز در دوره حساس فراگيري زبان قرار دارند و اگر تا 6 تا 7 سالگي براي آموزش نوشتن صبر کنيم ، تکليف دشوار تر خواهد بود چون دوره حساس زبان به پايان رسيده است. کودکان 4ساله، معمولاً نوشتن را قبل از خواندن ياد مي گيرند و بر آن مسلط مي شوند اما نمي توان نوشتن را يکباره به کودکان اين سن آموزش داد. بايد به آنها در دست گرفتن مداد را ياد داد و سپس کشيدن خط در در روي خطوط را تمرين کند و در تمرين ديگري ، انگشت هايش را روي حروفي که از کاغذ سمباده بريده شده و بر روي قطعات چوبي چسبانده شده است مي کشند آنها از طريق اين تمرين حرکت هاي حروف را فرا مي گيرند و از تکرار اين تمرين لذت مي برند و بدين ترتيب ادامه مي دهيم تا اينکه بتواند با الفباي قابل حمل کلمه بسازد(کرين[14]،1388،ص114 و 115).
ويگوتسکي [15] معتقد بود که يادگيري کودکان در محدوده منطقه مجاور رشد صورت مي گيرد- دامنه اي از تکاليف که انجام دادن آنها به تنهايي براي کودک خيلي دشوار هستند، ولي با کمک بزرگسالان و همسالان ماهرتر امکان پذير مي باشند(لورابرک،2007،ص412).
کودکان پيش دبستاني داراي خواهر – برادر از عقيده غلط بيشتر آگاه هستند زيرا با صحبت خانواده درباره نقطه نظر ديگران بيشتر مواجه شده اند. کودکان پيش دبستاني که اغلب با دوستان خود درباره حالت ذهني صحبت مي کنند ، از نظر درک کردن عقيده جلوتر هستند(لورابرک،2007،ص 422).
ويگوتسکي معتقد بود که کودکان پيش دبستاني با آموزش و سعي مي توانند به درک و فهم واقعي از مفاهيم برسند و ديگر مفاهيم را با مصداقش فرا نمي گيرند بلکه از مفهوم به طور واقعي آگاهي مي يابند و همين که به آگاهي مفاهيم دست يافت ، مي تواند به طور ارادي ازآنها استفاده کند(کرين،1388،؛ص308).
نقش مربي
به طوري که در اميل مي خوانيم، براي آموزش و مراقبت اميل در کودکي و جواني و بعدها براي شناخت مردم و انتخاب حرفه ، مسافرت و شناخت محيط ، و سرانجام ازدواج و زندگي در مراحل مختلف، وجود مربي الزامي است. نقش مربي از ديدگاه روسو، نقش راهنما و هدايت کنندده است. به طوري که در اميل مربي در درجه اول دوست و رفيق بازيهاي اميل ، و در جواني محرم اسرار، در مسافرتها مصاحب و همراه و در انتخاب حرفه و تصميم گيري براي ازدواج و زندگي ، نقش آماده کننده و هدايت کننده و نه تعليم دهنده و تحميل کننده را بازي مي کند.
روسو در اميل چنين مي گويد: مربي اطفال بايد جوان باشد زيرا بين بزرگسال و کودکان اشتراک عقيدتي وجود ندارد و به شرط دارا بودن عقل و درايت، مربي هرچه جوان تر باشد بهتر است. مربي بايد شاگرد را در اختيار داشته باشد و خود انتخابش نمايد. آن جا که او بايد راهنمايي کند ، بايد از دستور دادن بپرهيزد و بايد کاري کند که خود طفل به کشف امور بپردازد.
سرانجام عقيده ي روسو اين است که استاد اين فن را بايد مربي بناميم نه آموزگار. در اين جا، گفتن اين نکته لازم مي آيد که همه طبيعت گرايان همچون روسو، معلم را از به کار بستن هر نوع روش تدريس باز مي دارند و فقط ناظر هستند و سعي مي کنند تا به هيچ طريقي در کودک اثري تحميلي نگذارند.
منابع
اسپادک، برنارد(1366). آموزش در دوران کودکي؛ ترجمه: نظري نژاد، محمد حسين. مشهد: انتشارات آستان قدس رضوي.
برک، لورا.(1388). روانشناسي رشد(ازلقاح تا کودکي)؛ ترجمه: سيد محمدي، يحيي. تهران: ارسباران.
تقي پور ظهير، علي.(1381). اصول و مباني آموزش و پرورش. تهران: انتشارات پيام نور.
شاتو، ژان.(1355). مربيان بزرگ؛ ترجمه: غلامحسين شکوهي. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
طوسي، محمد علي.(1354). تاريخ آموزش و پرورش. تهران: انتشارات دانشگاه سپاهيان انقلاب ايران.
کرين، ويليام.(1384). نظريه اي رشد. ترجمه؛ خويي نژاد، غلامرضا. رجايي، عليرضا.تهران: رشد.
ماير، فردريک.(1350). تاريخ فلسفه تربيتي؛ فياض، علي اصغر. انتشارات فرانکلين.
مفيدي، فرخنده.(1372). آموزش و پرورش پيش دبستاني و دبستان(رشته علوم تربيتي). تهران: انتشارات پيام نور.
Montessori, M. (1936). The secret of child hood ( M.J. costelloeT trans). New York: Ballantine Books, 1966.
ویژگی های کودکان پیش دبستانی
چکیده : هدف از این مقاله بررسی ویژگی های کودکان 3تا6 ساله در دوره آموزش و پرورش پیش از دبستان می باشد. ما در این مقاله ابتدا بخشی از آخرین سخنرانی دکتر مونته سوری در هندوستان را میخوانیم سپس ضمن تشریح چند ویژگی روش مونته سوری در کار با کودکان پیش دبستانی، به بررسی و تشریح ویژگی های کودکان پیش دبستانی از بعد جسمی، عاطفی، ذهنی، اجتماعی و ... می پردازیم. در پایان چند مورد از مشکلات رفتاری کودکان در این دوره را مورد بررسی قرار داده و راه حل هایی را ارایه می نماییم. مقدمه هفت سال اول زندگی کودک، یعنی سنین پیش دبستانی، پایه و اساس شخصیت او را تشکیل می دهد و اگر این دوره آن گونه که پیامبر خدا فرمودند با عطوفت و مهرورزی همدلی و همراهی، غلیان و فوران احساسات خوشایند، محبت پذیری و اقتدار عاطفی کودکان همراه باشد، قوی ترین، سالم ترین و متعادل ترین ستون های تکوین شخصیت پی ریزی می شود و این قبیل بچه ها بیشترین آمادگی روانی و ذهنی را برای یادگیری (هفت سال دوم) می یابند و آمیزه ای از محبت پذیری و آموزش پذیری، آنان را برای دوره مشورت پذیری و رایزنی با بزرگ ترها (هفت سال سوم) آماده می کند. از نظر مربیان این دوره می تواند مقدمه خوبی جهت آموزش مهارتهای ساده باشد. کنجکاوی زیاد و تقلید صریح از گفتار و کردار بزرگسالان توجه و دقت بیشتر والدین و مربیان را می طلبد. چرا که کودکان کوچکترین حرکات و رفتارهای بزرگسالان را مورد دقت قرار می دهند و به یک درک باطنی از الگوی بزرگسال خود و احساسات آنها نسبت به خود می رسند رفتارهای غیر اخلاقی و ناهنجار و یا برخوردهایی توأم با بی مهری و کم توجهی تأثیر نامطلوبی بر شخصیت کودک خواهد داشت. بطور کل می توان گفت این دوره یکی از دوره های حساس زندگی کودک و مقدمه ای برای ورود به دنیایی بزرگتر است. دادن تکالیف بیش از توان کودک برقرار نمودن انضباطی خشک، سیادت را از کودک می گیرد اگر در این مرحله به فرمایش پیامبر اکرم (ص) کودک را بزرگ بشماریم و اجازه دهیم مطابق میل خود به تفریح و سرگرمی بپردازد در دوره های بعدی هم حتماً کودکانی اطاعت پذیر خواهیم داشت. چند ویژگی روش مونته سوری در کار با کودکان پیش دبستانی قبل از همه بخشی از آخرین سخنرانی دکتر مونته سوری در هندوستان را با هم میخوانیم: "هدف ما در این دوره، یافتن روش مستقیمتر برای ارایهی فرهنگی غنی تر به نسل های آینده بود. ما شما را متقاعد میکنیم فرهنگی که به جوانان ارایه میشود، کافی نیست، خیلی بیشتر از این ها می توان عرضه کرد. به عبارت دیگر فرهنگ ارایه شده می تواند نوع وسیعتری باشد. تنها کافی است با سبکی دیگر ارایه شود و هدف ما هم همین است. ما به روشی تجربی در طی زمان آینده می توانیم به شما نشان دهیم چگونه این روش جدید بیشترین مزیت را برای اندیشه ی کودک دارد. این جریان نه تنها خسته کننده نیست، بلکه محرکی برای نیروهای روانی او است. این تلاش چیست؟ تلاش یعنی صرف بیشتر انرژی روانی یا هر انرژی دیگر، تلاش یعنی تقلید و تمرین کردن استعدادها، بیش از آن چه فرد فکر میکند در حد توان اوست. تلاش یعنی حرکت فراتر از قدرت. هنگامی که کودک مانعی در فعالیت خود نمی بیند، آماده است خیلی بیشتر از آنچه انتظار داریم کار و فعالیت کند. زیرا با این تمرین فکری سخت است که خود را رشد میدهد و این رشد نه خستگی است، نه تنبلی و نه راحتی. فعالیت حیاتی رشد مداوم است و او هرگز خسته نمیشود. در هر حال، قانونی که برای تمام دورههای زمانی رشد صادق است این است که بیشترین تلاش از یک نیروی محرک آنی منشا میگیرد که به بیشترین میزان رغبت و انگیزه منتهی می شود. بنابراین باید هدف ما این باشد که این تلاش درونی را پرورش دهیم." ۲۹ مارس ۱۹۴۴ خود انضباطی یا آموزش انضباط درونی فرد موضوع خود انضباطی، از موضوعهای پایهای آموزش زندگی عملی در روش مونته سوری است. این آموزش به کودک فرصت یادگیری بهتر و استفادهی بهتر از فرصتها برای هر گونه آموختهای را میدهد. مهمترین بخش آموزش، در خود انضباطی کودکان، تحریک حس درونی آنها برای اندیشیدن دربارهی نوع عمل کردشان است. برای کودکان باید مشخص شود دلیل انضباط چیست و چرا آنان باید هر کاری را با برنامه و آرامش خاص انجام دهند. کودکان باید متوجه شوند بینظمی، جنجال و نداشتن برنامه ریزی چه ضررهایی به آن ها می رساند. پایه ریزی انضباطی در کودک سبب میشود اعتماد به نفس خود او افزایش یابد. قدرت تفکر او تقویت شده و مهمتر از همه این که کودک زودتر به هدف از پیش تعیین شدهی خود برسد . این امر سبب خود تشویقی او شده و لذت کارش را چندین برابر میکند، زیرا سرعت عمل او به دلیل برنامه ریزی قبلی بیشتر بوده است. کودک با آموختن انضباط درونی، پی میبرد خودش باشد نه یک عروسکی که بزرگترها برای او تصمیم میگیرند. او می آموزد سکوت کند و در فرصت سکوت دربارهی دیگران فکر کند و انتخابگر باشد. او می آموزد حقوقی دارد و باید به آن احترام گذاشته شود دیگران نیز دارای حقوقی هستند که برای او قابل احترام است. او یاد می گیرد می تواند مستقل عمل کند. هر چند در بسیاری اوقات گروه میتواند کمک خوبی برای پیشبرد اهدافش باشد، این اوست که انتخاب می کند تنها کار کند و یا با دیگران. این امر سبب می شود کودک احساس شخصیت کند و به بزرگترهای خود احترام بگذارد. هم چنان که به کوچکترها اهمیت می دهد و در صورت لزوم راهنمای آنهاست. او می داند اگر گروهش شکست بخورد، خودش هم شکست خورده است. کودکان در کلاسهای مونته سوری با احساس صمیمیتی که در جو موجود است، تلاش میکنند سلامت جامعهی کوچک خود را حفظ و در افزایش آن بکوشند. تمامی این اتفاق ها نیازمند هدایت اولیهی کودکان به وسیلهی مربی آشنا به روش و علوم مونته سوری است. این مربی با توانایی خاص خود و با پایه ریزی مناسب یکی دو ماه ابتدای سال قادر خواهد بود بقیهی سال را با آرامش کامل همراه کودکان و بدون دغدغهی فکری سپری کند و در پایان سال بازدهی عملی بسیار خوبی داشته باشد. وقتی کودک لذت انضباط در هر کاری را درک کند، بسیار راحت می تواند پذیرای آن شود. یک مربی می تواند به جای تهدید کوکان و رفتار دیکتاتورانه با کودکان، به گونهای برخورد کند که کودک برای تغییر رفتار خود تشویق و ترغیب شود. همهی انسانها کمال گرا هستند و از زیبایی خود لذت میبرند. کودکان هم این لذت را تجربه میکنند. برای مثال اگر کودکی با چهرهای ژولیده و بی نظم به کلاس بیاید، مربی میتواند به جای تهدید او به گونه ای رفتار کند که کودک ترغیب به انضباط شود. برای این کار مربی می تواند در آینه نگاه کند و درباره آرایش و دندان خود حرف بزند. در این صورت کودک هم که دوست ندارد خود را ژولیده و نامنظم ببیند، تلاش میکند تا مشکل را حل کند. به این ترتیب کودک خود معلم خود می شود، برای خود برنامه ریزی کرده و به آن عمل می کند و از عمل خود لذت می برد. این خود تشویقی بالاترین جایزهی اوست و سبب میشود کودک به دنبال لذت دیگری بگردد. مربی در بحث خود انضباطی نباید کودکان را با هم مقایسه کند و یا کودکی را وادار به کاری کند یا از قبل برای او برنامه ای بریزد و به او تحمیل کند، بلکه او باید آن قدر علم و توانایی داشته باشد تا با سیاستی عمیق، زیبایی و لزوم این انضباط را به کودک بفهماند. بدین ترتیب، کودک خود برای انجام عمل ترغیب میشود. این اتفاق با نوازش کودکان و همراه کردن آنان در مسیر دلخواه روی میدهد. اشتیاق ذاتی کودکان برای یادگیری با فرصت دادن برای به کارگیری فعالیت های اختیاری و غیر اختیاری و با راهنمایی مربی آموزش دیده تشویق میشود. کودکان در حین کار، قدرت تمرکز خود را تقویت میکنند و احساس خوش آیندی از حس خود انضباطی خویش به دست می آورند. در چارچوب این امر کودکان گامهای خود را متناسب با فعالیتهای خود گسترش میدهند. تغییر شکل و دگرگونی کودکان از تولد تا بزرگسالی به وسیلهی طرحهای پیش رفته اتفاق میافتد. فعالیتهای مونته سوری برای پذیرش تغییرات شخصی و علایق کودک، تغییراتی در نقطه نظرها و عادت های روزمره داده است. مونته سوریها عقیده دارند کودکان تا قبل از ۶ سالگی کاوش گران حسی هستند که نیروی درک خود را به وسیله ی فراگیری محیط و فرهنگ بنا می کنند. کودکان در این دوره آن چه را دکتر مونته سوری به نام ذهن جذاب نامیده است نشان میدهند. این نوع ذهن توانایی بی نظیر، اما ناپایداری دارد که همه ی جنبههای فیزیکی و معنوی محیطی را جذب میکند. او این عمل را بدون تلاش یا خستگی انجام میدهد. کودک به دلیل کمک به خودسازی به کارهای شخصی تشویق می شود. دنبال کردن تواناییهای کودکان آنان را برای تفکر با نظم و ترتیب و به نمایش گذاشتن خود یاری می دهد. مونته سوری دریافت، همهی کودکان در گذر از دوران رشد حواس پنج گانه خود، نوساناتی را تجربه می کنند. قیاس و تضاد در روش مونته سوری و روش سنتی کودکان در روش مونته سوری می آموزند به شکل گروهی و مستقل فعالیت کنند. آن ها به دلیل تشویق در تصمیم گیری از دوران اولیه ی کودکی قادرند بسیاری از مشکلات و مسایل خود را حل کنند. در عین حال این کودکان حق انتخاب ویژه برای ارایه ی فعالیت و مدیریت زمان دارند. آن ها تشویق می شوند ایده ها را تغییر دهند و با دیگران آزادانه گفت و گو کنند. مهارت آنان در شریک شدن سبب هماهنگی شان با روش های جدید می شود. برنامه های مونته سوری بر پایه ی خود محوری است، نه فعالیت های رقابتی. کمک به توسعه تقویت ذهنی و اعتماد در قالب و تغییر دیدگاه های مثبت در مقایسه ی روش مونته سوری با سایر روشها ملموس است. زندگانی عملی تجربههای زندگی عملی به کودک مراقبت از خود، دیگران و میحط را می فهماند. فعالیت ها شامل عملیاتی است که کودکان به عنوان بخشی از زندگی روزانه در خانه انجام می دهند. مانند شست و شو، اتو کردن، ظرف شویی، تزیین گل ها و غیره. عناصر و عوامل که سبب آمیزش بشر با دیگران می شود، با مهربانی و فروتنی معرفی شده و به وسیله ی همین فعالیت ها کودکان هم کاری جسمانی را گسترش می دهند و قادر به حرکت می شوند. بدین ترتیب آن ها به کاوش محیط می پردازند. کودکان فعالیت ها را از آغاز تا پایان آموخته و پی گیری و اراده ی خود را در کار گسترش می دهند. این اتفاق در تعریف مونته سوری به عنوان خمیری مایه ی حرکت نیروی درک مطرح است. مواد و اجسام حسی به عنوان ابزاری برای پشرفت محسوب میشود. کودکان شناخت و ادراک سودمندی را دنبال میکنند و نظم و دسته بندی ادراک را می آموزند. آن ها این اتفاق را به وسیله ی لمس کردن، دیدن، بوییدن، چشیدن، شنیدن و جست و جوی استعدادهای خاص فیزیکی محیط انجام می دهند که به وسیله ی مواد و اجسام طراحی شده ی خاص قابل انجام است. زبان زبان مساله ی حیاتی بشر است. محیط مونته سوری فرصت های خوبی را برای زبان شناسی جامع و غنی آماده کرده است. زمانی که کودکان وارد کلاس میشوند، به آنان به وسیلهی ساده ترین راه ممکن، شانس غنی سازی که در دوران کوتاه زندگی شان آموخته اند، داده می شود. این آموزش با ظرافت و زیبایی خاص خود انجام می گیرد. آنها در این روش با توجه به استعدادهای خاص خود در آموختن، به کشف و جست و جو می پردازند. نوشتن را در صورتی که خسته کننده نباشد، می آموزند. نتیجهی این کار خواندن است. کودکان هرگز روزی را که نمی توانستند بخوانند و بنویسند، به خاطر نمیآورند. گسترش فرهنگ علومی چون تاریخ، زیست شناسی، گیاه شناسی، جانور شناسی، هنر و موسیقی به عنوان گسترش دهندهی فعالیتهای زبانی و حسی کاربرد دارند. کودکان دربارهی دیگر فرهنگهای گذشته و حال مطالعه میکنند. این موضوع به آن ها احترام به خود و عشق به محیط را می آموزد. آن ها حس هم کاری و انسجام با خانوادهی بشری جهان و سرزمین را خلق میکنند. تجربه ها در طبیعت همراه با مواد موجود در آن، احترام به زندگی را بر می انگیزد. تاریخ برای کودکان به وسیله ی هنر و موسیقی قابل تداعی است. خصوصیات کودکان ۶-۳ سال (پیش دبستانی) خصوصيات جسماني: 1)-كودكان اين گروه افرادي هستند پر جنب وجوش ،داراي ماهيچه هاي بزرگ ،رشد كنترل بدني خوب و با انرژي فراوان. 2)-ماهيچه هاي بزرگ رشد يافته تر از ماهيچه هاي انگشتان ودستهاي آنهاست. 3)-تمركزبر اشيا ءكوچك برايشان مشكل است. 4)-استخوان هاي محافظ مغز هنوز نرم هستند. 5)-پسر ها در عين رشد جسماني بيشتر و جثه بزرگتر در مورد كاركردن با چيز هاي كوچك ديرتر از دختر ها به مهارت مي رسند. 6)-اغلب عادت به استفاده از يك دست( 90درصددست راست )را دارند. 7)-نمي توانند به مدت طولاني ساكت وآرام بنشينند. خصوصیات اجتماعی: 1-بيشتر كودكان يك يا دو دوست بسار نزديك دارند،ولي اين د وستي ها به سرعت تغيير مي كند. 2)-گروه هاي بازي معمولا كوچك است وسازماندهي چنداني ندارد وبه سرعت تغيير مي كند. 3)-نزاع زياد اتفاق مي افتد ولي معمولا كوتاه است وبه سرعت فراموش مي شود. 4)-بازي هاي نمايشي را دوست دارند و تحت تاثير نمايش ها و برنامه هاي تلويزيوني قرار مي گيرند. 5)آگاهي از نقش جنسي به تدريج در اين دوران سني آغاز مي شودومعمولا كودكان اين دوره آماده الگو پذيري از نقش هاي اجتماعي مربوط به جنس خود هستند. 6)كودك بيشتر دوست دارد كه با ديگران ارتباط برقرار كند و ميل زيادي به همكاري دارد . خصوصیات عاطفی 1.عواطف خود را آزادانه و آشكارا ابراز مي كنند. 2.كودكان به علت روبرو شدن با موقعيت هاي بسياري كه بسشتر آنها نيز تازگي دارد و نيز به دليل قوه تخيل فعال ممكن است ترسهاي زيادي داشته باشند. 3.حسادت دربين آنها تقريبا عادي است. 4.لكنت زبان بين كودكان بسيار شايع است. خصوصیات ذهنی 1.خود مداري از ويژگي هاي اين دوره مي باشدكه به علت خود مداري كودك قادر به درك ديد گاه ديگران نيست. 2.مهارت كاملي در زبان دارند. 3.قدرت تخيل و خلا قيت به اوج مي رسد. 4.رشد گويايي در اين دوره بسيار سريع است . 5.سخن گويي كودك از نظر محتوا به دو صورت تكلم خود مدار وتكلم اجتمايي شده انجام مي شود . خصوصیات اخلاقی از نظر پياژه و كلبرگ كودكان پيش دبستاني هيچ گاه در قضاوت هاي اخلاقي خود نيت افراد را در نظر نمي گيرند بلكه بر اساس نتيجه ظاهري هر عمل قضاوت مي كنند. بررسی دیدگاه های مختلف راجع به ویژگی های کودکان پیش دبستانی مراحل رشد شناختي در نظر پياژه : پياژه مي گويد كه رشد شناختي آدمي در جريان مرا حلي بوجود مي آيدكه از نظر كيفيت با يكديگر متفاوت است ودر عين حال يكي بر ديگري بنا شده است .هر يك از اين مراحل ساخت وعملكرد ويژه اي دارد كه در تمام كودكان همانند است. پیامد های آموزشی دیدگاه پیاژه بنابر اين نظريه مي توان گفت برخورد با چنين كودكاني نيازمند حوصله و علاقه فراوان است ولازم است معلم به خوبي به صحبت هاي انها گوش دهد. مراحل رشد از نظر برونر مراحلي كه برونر در رشد ذهني پيشنهاد مي كند با دوره هاي مد نظر پياژه (حسي-حركتي ،عمليات عيني وعمليات ذهني )معادل است. برونر معتقد است كه مراحل رشد ذهني كودك با سن او ارتباط چنداني ندارد. برونر مي گويد كه كودك در هر مرحله از رشد ،محيط پيرامون خود را به صورت خاصي مي بيند و جهان را به گونه خاصي تفسير مي كند. پیامد های آموزشی مطالعات برونر با توجه به اين ديدگاه معلم از روش هاي توام با بازي و آرامش استفاده مي كند و همچنين بايد نياز كودكان كودكستاني به تشويق فوري را تشخيص دهدو جو آرام و آزادي را براي آنها در كلاس بوجود آورد. مراحل رشد در نظریه اریکسون بر پايه نظريه اريكسون ،رشد شخصيت وهويت آدمي در هشت مرحله صورت مي گيرد .اگر چه وي معتقد است كه اين هشت مرحله ،جهان شمول وشامل همه افراد است ،به نظر اوتفاوت هاي خانوادگي اجتماعي و فرهنگي در چگونگي برخورد هر فرد با مسائل در هر مرحله و همچنين حل آنها تاثير بسياري مي گذارد. پیامد های آموزشی مطالعات اریکسون بنابر اين نظريه ،معلمان دوره قبل از دبستان بايد به دانش آموزان اجازه دهند تا به تجارب آزادي كه باعث رشد استقلال آنها مي شود بپردازند ولي راهنمايي هايي نيز فراهم كنند تا امكان ايجاد دودلي و ترديد از بين برود. تفكر كودك پيش دبستاني شما چه ويژگيهايي دارد؟ ـ تفكر عيني: كودك در سنين4، 3 يا 5 سالگي معمولاً داراي تفكر عيني است. يعني اين كه وي آنچه را ميتواند لمس، مشاهده و تجربه كند به سادگي درك ميكند. بنابراين اگر موضوعي انتزاعي را برايش شرح ميدهيد بايد آن را با مثالهايي عيني در باره تجربيات ملموس زندگي او همراه كنيد. مثلاً اگر در باره ضرورت رعايت بهداشت و نحوه بروز بيماري در اثر فعاليت ميكروبي برايش توضيح ميدهيد بهتر است از كتاب يا كارتون با نقاشيها و تصاوير كارتوني از ميكروب استفاده كنيد و حرفهايتان را با تصاوير عيني و ملموس همراه سازيد. ـ تفكر سحرآميز: كودك در اين سنين فكر ميكند كه اعمال، آرزوها و احساساتش بر حوادث و وقايع اطراف تأثير ميگذارد. علي كودك 4 ساله ممكن است تصور كند كه بيماري خواهر كوچكتري سارا (ابتلا به گاستروآنتريت) به علت آرزوي وي «كاش سارا اصلاً وجود نداشت» شكل گرفته است. اگر علي خود /ب شود ممكن است فكر كند به علت رفتار بدي كه با شما داشتهف تنبيه شده است، بنابراين در گفتگو با كودكان در اين سنين حتماً بايد از برداشت و درك آنان از وقايع اطرافشان به ويژه در موارد خاص مانند بيماري كودك يا وجود بيماري در اعضاي خانواده از آنان سولا كنيد و تا حد ممكن، تفكرات غيرمنطقي آنان راكه ميتواند موجب احساس گناه يا اضطراب آنها شود اصلاح سازيد. ـ خود محوري: - كودك در سنين پيش دبستاني، تفكر خود محور دارد. وي تصور ميكند كه مركز دنيا است و همه حوادث و اتفاقات در جهان براي او رخمي دهند مثلاً زماني كه به علي گفته ميشود آرامتر بازي كند تا برادر بزرگش بتواند درس بخواند، وي قادر نيست خود را به جاي برادرش تجسم كند و رفتارش را به خاطر او تغيير دهد. نه بدين علت كه وي خودخواه است، بلكه به اين علت كه توانايي شناختي لازم براي اين كار را پيدا نكرده است تا دريابد هر تجربهاي در ديگران چه احساسي به وجود ميآورد. او تنها دنيا را از زاويه ديد خود مينگرد. ـ زنده پنداري: كودك در سنين پيش دبستاني، ويژگيهاي انساني را به اشياي بي جان نسبت ميدهد. بنابراين زماني كه علي در هنگام دويدن، با ميز برخورد ميكند و به زمين ميخورد ممكن است بگويد اين ميز است كه عمداً مجب زمين خوردن وي شده است. ـ درك زمان: كودك پيش دبستاين نميتواند طول مدت زمان را دقيقاً درك كند. وي زمان را در ارتباط با برنامه روزانه اش درك ميكند، بنابراين وقتي ميخواهيد زمان انجام كاري را به او يادآوري كنيد نياز دارد كه آن را در رابطه با كارهاي روزانه بيان كنيد: مثلاً «وقتي پدر از سركار برگردد، به پارك ميرويم» كودك مفاهمي زمان گذشته، حال و آينده را درك ميكند مثلاً ممكن است جملات «وقتي بزرگ شدم» يا «وقتي خيلي كوچك بودم» را به كار ببرد ولي براي درك دقيق تر زمان و دروههاي زماني طولاني نياز به كمك دارد. مثلاً براي اينكه به وي نشان دهيد 10 روز ديگر به مسافرت خواهيد رفت، ميتوانيد از يك تقويم بزرگ استفاده كنيد و گذشت هر روز را با يك علامت مشخص كنيد. خصوصیات و رفتارهای تغذیه ای در کودکان پیش دبستانی در دوره پیش دبستانی، کودک به سرعت مهارت های مختلفی کسب می کند. یک کودک یک ساله بیشتر از انگشتان خود برای غذا خوردن استفاده می کند و ممکن است برای نگه داشتن لیوان نیاز به کمک داشته باشد. در سن دو سالگی او خواهد توانست لیوان را با یک دست نگه دارد و یا قاشق را به خوبی به کار ببرد، اگر چه هنوز هم گاه به گاه استفاده از دستهایش را به استفاده از قاشق ترجیح می دهد. در سن 6 سالگی کودک اعمال ظریف را به خوبی انجام می دهد و می تواند از کارد برای مالیدن کره و پنیر بر روی نان یا برای بریدن غذاها استفاده کند. بنابراین در دوران پیش دبستانی ممکن است کودک به کرات غذاها را بر روی زمین یا لباس خود بریزد و یا با دستهای خود غذا بخورد اما این رفتارها بخشی از سیر تکامل طبیعی او محسوب میشوند. همانطور که قبلا هم گفته شد در این دوران به علت کندتر شدن رشد کودک، اشتهای او نیز کاهش می یابدکه این مسئله ممکن است باعث نگرانی والدین گردد اما در حقیقت بخشی از سیر تکامل کودک پیش دبستانی محسوب میشود. در این سن توجه کودک به غذا کاهش، ولی توجه او به محیط اطراف افزایش می یابد. کودک پیش دبستانی گاهی از خوردن غذاهایی که قبلا به آنها علاقه داشته است امتناع می کند و گاهی تمایل دارد که یک غذای خاص را در هر وعده غذا بخورد که به آن (food jags) می گویند. این رفتارها ممکن است نشانه خستگی از مصرف غذاهای همیشگی و یا ابزاری برای آزمودن احساس عدم وابستگی باشد. این احساس به تدریج در کودک پیدا می شود. چالشها و مشكلات رفتاري كودك پيش دبستاني و راه حلها مشكلات رفتاري شايع كودكان الف ـ دروغگويي: دروغگويي يكي از رفتارهاي شايع كودكان است كه اغلب والدين را خيلي ناراحت ميكند. دروغگويي كودكان معمولاً سه دليل عمده دارد: 1ـ كودك واقعيت و خيال را در هم ميآميزد و گاه تصورات خود را كاملاً واقعي ميپندارد. معمولاً تا 6 يا 7 سالگي، توانايي كودك براي افتراق وقايع واقعي از خيالي، كامل نشده است. 2ـ كودك به نوعي تفكر آرزومندانه پسرفت كرده است و بدين طريق با يك واقعيت غيرقابل تحمل انطباق مييابد. مثلا كودكي كه پدرش وي را ترك كرده است ممكن است داستانهايي در باره اين كه پدرش شماره تلفن وي را نميداند بسازد. گاهي كودك با چنان شدتي خواستار اين آروزها است كه خود نيز باوز ميكند آن چيز را به دست خواهد آورد. مثلاً «من دوست دارم يك دوچرخه داشته باشم» ممكن است است به «من براي تولدم يك دوچرخه هديه ميگيرم» تبدل شود. 3ـ كودك به منظور فرار از تنبيه يا انعتقاد دروغ ميگويد. وي ممكن است بداند آنچه كه ميگويد حقيقت ندارد ولي بتدريج خودش هم بخشهايي از آن را باور ميكند گاهي اوقات كودكان با هوشتر بيشتر به دروغگويي پناه ميبرند تا تاييد والدين را از دست ندهند و از عواقب كار خود فرار كنند. توصيههاي زير در برخورد با دروغگويي ميتوانند كمك كننده باشند: ـ در مواجهه با كودكي كه دروغ گفته است آرامش خود را حفظ كنيد و سعي كنيد آرام بمانيد. ـ به كودك لقب دروغگو ندهيد. كار او را از شخصيت وي افتراق دهيد. ـ سعي كنيد نوع دروغ كودك را تعيين كنيد و بسته به آن واكنش مناسب نشان دهيد. ـ اگر كودك دروغي نشاي از خيالات خود ميگويد به او كمك كنيد تفاوت بين واقعيت و خيال را دريابد. با وي طوري رفتار نكنيد كه احساس كند كار اشتباهي كرده است. ـ اگر كودك با موقعيتي دشوار روبرو سات و آرزوهايش را به عنوان واقعيت بيان ميكند وي را تشويق كنيد كه به جاي اين كار به بيان احساساتش بپردازد و از ديگران براي حل مشكلات كمك بخواهد. ـ اگر كودك براي فرار از پيامد كار اشتباهش دروغ بگوييد بهتر است به جاي واكنش شديد نسبت به دروغ گفتن، در باره كار اشتباه او و علت بد بودن كارش با وي صحبت كنيد. ـ زماني كه ميدانيد كودك كار بدي كرده است خود را درگير بحث با وي براي اعتراف گرفتن نكنيد. مثلاً اگر كودك كيك تولدي را كه پخته ايد بي اجازه خورده است و آثار شكلات روي كيك را در اطراف دهانش ميبينيد به جاي اينكه بپرسيد «آيا تو كيك را خورده اي؟» و او به دروغ «نه» بگويد، وي را جلوي آينه ببريد و بگوييد «كيك خورده شده و به صورت تو شكلات آن چسبيده است. من از تو خواسته بودم به كيك بدون اجازه دست نزني». در اين صورت موضوع صحبت به جاي دروغگويي كودك بهپيروي از قوانين باز ميگردد. ـ به خاطر داشته باشيد كودك را هم با گفتار و هم رفتارتان به راستگويي تشويق كنيد. شما بهترين الگوي فرزندتان هستيد. ب ـ استفاده از كلمات نامناسب و زشت، جواب پس دادن: تقريباً تمام كودكان در سنين پيش دبستاني گاه از كلمات نامناسب استفاده ميكنند. گاهي آنان كلماتي زشت به زبان ميآورند كه باعث شرمندگي والدين ميشود. دليل روشن به كارگيري اين كلمات، شنيدن آنها در منزل يا مهدكودك يا محيطهاي ديگر است. زماني كه كودك از اين عبارات استفاده ميكند معمولاً با توجه شديد و واكنش بيش از حد والدين روبرو ميشود كه باعث تكرار بيشتر اين كلمات خواهد شد. راهكارهاي زير ميتوانند در برخورد با اين رفتار كودك كمك كننده باشند: ـ اگر كودك براي اولين بار از اين كلمات استفاده ميكند بهتر است معناي آن را از كودك بپرسيد. اگر وي بتواند معني كلمه را بگويد برايش توضيح دهيد كه اين كلمه ديگران را ناراحت ميكند و نبايد در خانه استفاده شود. ـ در صورت تكرار، در مراحل اول آرام ماندن و ناديده گرفتن اين عبارات و دور نگهداشتن كودك از محيطهايي كه در آنها چنين كلماتي استفاده ميشود بهترين روش برخورد است. ـ اگر با وجود ناديده گرفتن اين رفتار ادامه يابد با آن مشابه ديگر كارهاي نامطلوب كودك برخورد كنيد و از شيوههاي تنبيهي مناسب مانند منزوي سازي يا محروم كردن بهره گيريد. ـ به كودك كلماتي بياموزيد كه بتواند احساس ناكامي و ناراحتي خود را به صورت مودبانه ابراز كند. ـ برخورد مودبانه و به كارگيري مناسب كلمات را توسط كودك تشويق نماييد. جواب پس دادن اغلب شيوهاي براي نشان دادن نافرماني و لجبازي كودك و نشانهاي از تكامل كودك براي به دست آوردن استقلال است. تنشهاي زندگي روز مره مانند به دنيا آمدن كودك ديگر يا تغيير منزل ممكن است اين رفتارها را تشديد كند. در مواجهه با اين مشكل توصيههاي زير را به كار گيريد. ـ به خاطر داشته باشيد كودكان پيش دبستاني نياز به ابراز وجود و احساسات خود دارند. بنابراين اجازه ابراز نظر به صورت مودبانه را به آنان بدهيد. ـ سعي كنيد انتظارات خود را با توانايي كودك تطبيق دهيد. ـ در صورت نافرماني و بي ادبي كودك در پاسخ دادن، از روشهاي تنبيهي مناسب استفاده كنيد. ـ رفتارهاي مناسب وي را تشويق كنيد. ج ـ دزدي: تا سن سه سالگي بيشتر كودكان معناي دزدي را درك نميكنند و حداقل يك سال ديگر طول ميكشد تا آنها مفهوم مال من و مال تو را در يابند. اگر كودك وسايل ديگران را بدون اجازه بر ميدارد راهكارهاي زير را به كار بريد: ـ آرامش خود را حفظ كنيد و واكنش بيش از حد نشان ندهيد. ـ براي وي توضيح دهيد كه چيزهايي كه متعلق به ديگران است نبايد براي خود بردارد. ـ به كودك بگوييد صاحب آن شيئي براي از دست دادن آن، غمگين و ناراحت ميشود. ـ مطمئن شويد كه وي شيئي موردنظر را به صاحبش برگردانده و عذرخواهي كند. ـ به خاطر داشته باشيد با اين كه كودك ممكن است بداند دزدي كار بدي است چون ديگران به وي چنين گفتهاند تا سن 7 ـ 6 سالگي ممكن است بدرستي علت بد بودن اين كار را درك نكرده و در باره آن احساس گناه نكند. ـ در صورتي كه اين مشكل به صورت مكرر و مزمن رخ دهد حتماً با يك مشاور يا روانپزشك كودك مشورت كنيد. د ـ پرخاشگري و حملات بدخلقي (قشقرق) پرخاشگري كودكان علل مختلفي دارد. كودكان كوچكتر ممكن است به علت اين كه نميدانند احساسات ناخوشايند خود مانند خشم و ناكامي را چگونه با كلمات ابرا كنند به پرخاشگري روي آورند. صحبت با كودكان و كمك به آنان براي بيابن احساساتشان بدون پرخاشگري در اين موارد مفيد است. كودك ممكن است شاهد دعوا و پرخاشگري والدين يا ديگر اعضاي خانواده باشد و از اين رفتارها الگو برداري كند. بنابراين كنترل محيط منزل، عدم به كار گيري پرخاشگري در روابط بين فردي اعضاي خانواده و همچنين نظارت بر برنامههاي تلويزيوني كه كودك مشاهده ميكند ميتواند اين اثرات را تا حد ممكن كاهش دهد. گاهي به مرور زمان كودك ياد ميگيرد كه با بد خلقي و پرخاشگري ميتواند به آنچه ميخواهد دست يابد. اگر والدين در برابر داد و فرياد يا پرخاشگري وي تسليم شوند او در مييابد اين رفتار راهي براي گرفتن آنچه ميخواهد از بزرگسالان است. بعضي كودكان با فرد خاصي مانند مادر يا مادر بزرگ بيشتر اين رفتارها را نشان ميدهند تا با ديگر اعضاي خانواده. اين موضوع اهميت برخورد يكسان و يكنواخت همه بزرگسالان در خانواده و اطراف كودك را نشان ميدهد. اگر كودك در يابد كه هر وقت و هر كجا پرخاشگري كند پيامد يكساني متحمل ميشود چنين رفتاري قطعاً كاهش مييابد. بنابراين عليرغم علت پرخاشگري و بدخلقي كودك رعايت بعضي اصول ميتواند موجب كاهش اين رفتارها شود: ـ در انتظارات خود از كودك و به كارگيري روشهاي تربيتي در زمانها، مكانها و توسط افراد مختلف مانند مادر، پدر، مادربزرگ و... تا حد ممكن يكنواخت عمل كنيد. قابل پيشبيني بودن پيامد يك رفتار به كودك احساس امنيت ميدهد و وي را از سر درگمي ميرهاند و مشكلات رفتاري وي را كاهش ميدهد. ـ قوانين را به صورت روشن به كودك بگوييد. او بايد بداند احساس خشم و ناكامي طبيعي است ولي مرزهايي براي شيوه ابراز آن وجود دارد مثلاً زدن ديگران ممنوع است. ـ در صورت پرخاشگري كودك از روشهاي تنبيهي مناسب مانند منزوي سازي استفاده كنيد. ـ بر اثر بدخلقي و قشقرق كودك تسليم خواستههاي غيرمنطقي او نشويد. اين رفتار كودك را ناديده بگيريد. (در عين حال ايمني كودك را در نظر داشته باشيد. اگر وي به كار خطرناكي دست زد بلافاصله بايد مداخل كنيد). ـ تلاش كودك براي ابراز مناسب احساسات ناخوشايند مثل خشم را تشويق كنيد. ـ موقعيتهايي كه كودك بيشتر دچار بدخلقي و پرخاشگري ميشود مانند زماني كه خسته، گرسنه يا خواب آلود است را شناسايي كرده، توجه به نيازهاي جسماني و روانشناختي كودك را در برنامه ريزيهاي روزانه خود در اولويت قرار دهيد. ه ـ رقابت بين خواهر و برادرها رقابت و حسادت بين خواهر و برادرها از شايعترين مشكلات والدين محسوب ميشود. اين موضوع پديدهاي عالمگير است و پدر و مادر را بيش از هر كس ديگر دچار احساس ناكامي و نگراني ميكند. گرچه بسياري از كتابها توصيه ميكنند كه خواهر و برادرها را به حال خود گذاشته، در دعوا و درگيري آنها دخالت نكنيم، بعضي از بزرگسالان خاطراتي از بدرفتاري خواهر يا برادر خود در دوران كودكي بدون دخالتي زا سوي والدين به ياد دارند كه بسيار برايشان رنج آور است. بنابراين اين با وجود طبيعي بودن رقابت بين خواهر و برادرها نظارت والدين بر شيوه تعامل و ارتباط فرزندان با هم اهميت بسزا دارد. توصيههاي زير در برخورد با رقابت و حسادت خواهر و برادرها كمك كننده هستند: ـ اطمينان يابيد كه هيچ يك از فرزندان توسط خواهر يا برادر خود مورد سوء رفتار كلامي، جسماني يا جنسي قرار نميگيرد. قانوني در خانه برقرار كنيد كه خشونت از هر نوع نسبت به ديگران را ممنوع كند. ـ از لقب دادن به كودكان پرهيز كنيد. حتي لقبهاي خوب مانند هنرمند يا ورزشكار ميتواند برانگيزاننده حسادت ديگر فرزندن شود و كودك را براي حفظ اين لقب دچار اضطراب و ناكامي نمايد. ـ با كودكان طوري رفتار كنيد كه بفهمند هر يك داراي ويژگيهاي منحصر به فردي هستند كه با ديگران متفاوت است. آنان را به صورتي غير منصفانه با هم مقايسه نكنيد. ـ علاوه بر زماني كه با همه فرزندان ميگذرانيد با هر يك از آنان زماني جداگانه هر چند اندك صرف كنيد. ـ بپذيريد كه رقابت بين خواهر و برادرها طبيعي است. همه گاهي نسبت به خواهر يا برادر خود احساس خشم مينمايند در حاليكه بيشتر آنها در برابر افراد خارج از خانواده از يكديگر حمايت ميكنند. ـ به خبرچيني كودكان پاداش ندهيد و هميشه جانب يك فرزند را نگيريد. در صورت دعواي خواهر و برادرها: ـ حتيالامكان اجازه دهيد خود آن را تمام كنند. ـ اگر يكي يا هر دو بسيار عصباي و ناراحت هستند دخالت كنيد. آنها را از هم جدا كرده و كودكي را كه آسيب ديده يا ناراحت است آرام كنيد. ـ طرف هيچ يك را نگيريد مگر آن كه آنچه رخ داده ديده باشيد. ـ هر دو كودك را تشويق كنيد تا در باره احساسات خود و آنچه رخ داده صحبت كنند و از آنها بخواهيد فكر كنند چگونه ميتوانند اختلافشان را بدون دعوا و درگيري حل كنند. نتیجه گیری 1.در برنامه آمادگي قبل از دبستان آموزش مهارتهاي زير بايد مد نظر قرار بگيرد: -حركتي -كلامي -شناخت رنگها،شكلها،بافتها،اندازه ها 2.در اين سن اهميت استفاده از بازي و بهره گيري از وسايل مناسب بازي براي كودكان مورد توجه است. 3.مشاجره ها مباحثه ها و گفتگوها بين شاگردان و يا بين آنها و معلمانشان مي تواند منشاءيادگيري و پيشرفت باشد. ● سخن آخر و ارائه پیشنهادات - عدهای از والدین متأسفانه به تصور اینکه فرستادن فرزندان به مراکز پیشدبستانی باعث تنفر و زدگی آنها در سالهای بعد میشود از فرستادن فرزند خود به مراکز پیشدبستانی امتناع میکنند، باید گفت که این تصور اصلا و ابدا مبنای علمی نداشته و تا کنون هم در هیچ جای دنیا چنین چیزی مطرح نبوده و به اثبات هم نرسیده است. بلکه بالعکس فرستادن کودکان به چنین مراکزی نه تنها باعث تنفر و زدگی نخواهد شد بلکه آنها را آماده ورود به مراحل بعدی آموزش نیز خواهد نمود. - از آنجایی که تربیت اجتماعی مطلوب و سازگاری با گروههای اجتماعی در تنهایی و بدون فراهم شدن فرصتهای مناسب صورت نمیگیرد، این فرصتها هر قدر زودتر برای کودک فراهم گردد رشد اجتماعی او سهلتر خواهد شد از این رو جدا شدن کودک از محیط کوچک خانه،ميگناirروی آوردن به محیط وسیعی است که هسته مرکزی آن را گروه همبازیها و همسالان تشکیل میدهند. بخصوص که با ورود به این دنیای جدید بر دامنه مراودات و آزادی کودک افزوده میشود. لذا کودک را پیش از ورود به دبستان، به منظور کسب و توسعه سازگاری اجتماعی به کودکستانها بفرستید. - با توجه به کوچک بودن محیط خانواده و محدودیتهای آموزشی و پرورشی و از طرفی گستردگی برنامههای آموزشی و پرورشی در مراکز پیشدبستانی لازم است که والدین در جهت تقویت و رشد شخصیتی و مستحکم نمودن پایه آموزشی فرزند خود در امر آموزش و پرورش تلاش نمایند. - اغلب بدخلقیها، لجاجتها، عصبانیتها و پرخاشگریهای نوجوانان تظاهر معناداری از محرومیتها، محدودیتها، فشارها و تنبیه گریهای اعمال شده نسبت به ایشان در دوران کودکی است. به همین دلیل شناخت ویژگیها و نیازهای اساسی کودکان پیشدبستانی و تلاش مستمر برای حسن تامین آنها با مهربانی، صمیمیت، خوشرویی و صبوری از برجستهترین اصول در تدوین برنامههای پرورشی کودکان پیشدبستانی است. زیرا کودک کنجکاو در این دوره اشتیاق فراوان و ذهن آمادهای با بالاترین ظرفیت برای یادگیری دارد. بنابراین، چنانچه ویژگیهای کودک را به خوبی بشناسیم، فرصتهای زیادی برای فراهم آوردن تعاملی خلاق و پویا با او در جهت یادگیری خواهیم یافت. - با در نظر گرفتن مهمترین ویژگیهای روان شناختی کودکان پیشدبستانی و نیازهای اساسی آنان و با توجه به اهمیت نقش حیاتی مربی در این دوره، شایسته آن است که در تدوین اهداف پرورشی و شکوفاسازی توانمندیهای بالقوه این کودکان، ضمن بهرهمندی از وجود مربیانی آشنا به مبانی روان شناختی تعلیم و تربیت، عارف به ویژگیهای فطری و طبیعی کودکان، برخوردار از صبوری و خوشرویی، محبت و مهربانی، صمیمیت و خوش زبانی، بصیرت و آیندهنگری و تعهد و تقواپیشگی بیشترین ارزش برای پرورش و هدایت حس کنجکاوی و تقویت مهارتها، استعدادها و توانمندیهای بالقوه کودکان در جهت توسعه رفتارهای کنجکاوانه، هوشمندانه و عاقلانه آنان قائل شد. - در نظر گرفتن مواردی مثل: بازی الگوبرداری و همانندسازی و علاقه کودکان به شادی و شعر و کلام آهنگین در برنامه ریزی آموزشی در مقطع پیشدبستان، از اهمیت اساسی برخوردار است و بدون آن نمیتوان به موفقیت رسید. - بهترین فرصت برای شناخت و درک سوالات کودک و جهت دادن به توانایی و تفکر خلاق او در کاربرد روش علمی و بنیان نهادن بینش علمی، مشاهده دقیق او در طی فعالیتهای روزانه است. - بهتر است آموزش را براساس فعالیتهای خودجوش کودک و سوالات برگرفته از آن آغاز کنیم و آموزشهای بعدی رابربنیانی قوی و استوار بنا کنیم. - محتوا و برنامههایی برای آموزش کودکان پیشدبستانی از طریق متخصصان یا با مشارکت متخصصان، ارائه دهیم. - با اطلاع رسانی گسترده و جامع از طرق مختلف، والدین را به اهمیت و اساسی بودن دوره پیشدبستانی آگاه کنیم. - آموزش و پرورش با برنامه ریزی دقیق باید دوره پیشدبستانی را رایگان و جزء دوره دبستانی وگذراندن آن را ضرورتی برای ورود به پایه اول ابتدایی طراحی کند. - درروشهای تربیت دینی کودکان پیشدبستانی، با توجه به این که موفقیت چندانی در این زمینه حاصل نکردهایم، تجدید نظر گردد.
منابع 1.عليپور مشكاني،مهران-آيين تدريس و روش كلاسداري_1381 2.رابرت بيلر_ترجمه پروين كديور_كاربرد روانشناسي در آموزش_1381 3.جمعي از مولفان_روانشناسي رشد_1383 4.ونيتا كول_ترجمه فرخنده مفيدي _برنامه اموزش و پرورش در دوره پيش از دبستان_1384 5.شكوهي ،غلامحسين_تعليم وتربيت ومراحل آن_1374 6.سيف،علي اكبر_روانشناسي پرورشي_1383 روش: مطالعه کتابخانه ای واستفاده از سایت های اینترنتی
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 9:14 توسط اقای غفاری
|